به گزارش اترک، علیاصغر زرگر، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل منطقه، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که درحالی که اولویت ایران این است که گام های اول اعتمادسازی طی شود و بر همین اساس محاصره رفع و تنگه باز شود آیا درحال حاضر بحث هسته ای محلی از اعراب دارد؟ و آیا ایران بدون رفع مشکلات در گام اول به این موضوع خواهد پرداخت، گفت: اصل قضیه از ابتدا مسئله هستهای ایران بوده است. اگر مذاکرات برجامی را که آمریکا از آن خارج شد در نظر بگیریم، موضوع هستهای اصل قضیه بود و قرار بود در صورت توافق، تحریمها برداشته شود و روابط بینالمللی ایران به حالت عادی بازگردد.
وی افزود: آمریکاییها در دو دور مذاکراتی که انجام شد، حاضر نشدند مذاکرات را به نتیجه برسانند و در واقع در حین مذاکرات سعی کردند به ایران حمله کنند. تجاوزاتی انجام شد و خسارات زیادی به کشور وارد شد و غیرنظامیان و نظامیان هم کشته شدند.
زرگر ادامه داد: آنها فکر کردند از طریق نظامی میتوانند مسئله هستهای را حل کنند. اکنون هم علاوه بر مسائل نظامی، به سمت تحریمهای زیادی علیه ایران رفتهاند؛ از محاصره دریایی گرفته تا تحریمهای دیگر که در مجموع ایران را تا حدودی به سمت انزوا میکشاند.
مسئله هستهای به تنگه هرمز، محاصره دریایی و تحریمها گره خورده است
این استاد دانشگاه تصریح کرد: در عین حال، آمریکاییها مرتب تکرار میکنند که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد. اگر واقعاً مسئله اصلی آنها هستهای است و در این زمینه صداقت دارند، باید مذاکرات را انجام دهند و به یک توافق اصولی برسند.
وی گفت: ایران سلاح هستهای نمیخواهد، اما در عین حال میخواهد غنیسازی و یک پروژه هستهای غیرنظامی داشته باشد؛ موضوعی که قوانین بینالمللی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی هم برای کشورها امکان استفاده از آن را در نظر گرفته است.
زرگر افزود: درباره درصد غنیسازی، تعلیق چندساله و سایر موضوعاتی که در گذشته مطرح بود، میتوان مذاکره کرد. به جای توسل به نیروی نظامی، باید بر سر این مسائل مذاکره کنند و به توافق برسند.
وی با اشاره به بیاعتمادی ایجادشده میان ایران و آمریکا اظهار کرد: هیچ اعتمادی به آمریکاییها نیست. وقتی دو بار مذاکره میکنید و طرفین مرتب اعلام میکنند که به نتایج خوبی دست پیدا میکنند، اما یک مرتبه اقدام نظامی علیه ایران انجام میشود، طبیعی است که مسئله اعتماد مطرح شود.
این تحلیلگر مسائل منطقه خاطرنشان کرد: بنابراین ابتدا باید اعتمادسازی انجام شود. در واقع باید یک ترک مخاصمه کلی، حالا در همه جبههها یا در جبهههای مختلف، انجام شود؛ بهگونهای که تأیید بینالمللی هم داشته باشد و مشخص شود که طرفین دیگر به سمت اقدام نظامی نخواهند رفت. این میتواند یک حالت اعتمادسازی ایجاد کند و زمینه را برای ورود به مذاکرات و بررسی سایر مسائل فراهم کند.
زرگر با تأکید بر اینکه اعتمادسازی باید فراتر از یک آتشبس موقت باشد، اظهار کرد: منظور از اعتمادسازی، یک آتشبس موقت نیست که به دلیل نداشتن تجهیزات، نداشتن موشک کافی یا هر دلیل دیگری ایجاد شده باشد و طرف مقابل هر زمانی که بخواهند مجدداً به اقدام نظامی دست بزنند. اگر بتوانند در قدم اول اعتمادسازی کنند، یعنی ترک مخاصمهای شکل بگیرد که بر اساس آن دیگر هیچ اقدام نظامی انجام نشود، بعد میتوانند درباره مسئله هستهای که مرکز اصلی همه این مخاصمات، جنگ و ویرانیها بوده است، بحث کنند.
وی افزود: باید درباره مسئله هستهای مذاکره شود و به نتایج ملموسی برسند و این نتایج نیز مورد تأیید مراجع بینالمللی قرار گیرد. این امکانپذیر است، اما در حال حاضر دیگر شرایط مانند گذشته نیست که بیایند صرفاً درباره مسئله هستهای مذاکره کنند. ایران هم حاضر نخواهد بود بدون در نظر گرفتن شرایط خود وارد چنین روندی شود و این شرایط باید ابتدا انجام شود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: بخشی از این شرایط به وضعیت پیش از مخاصمات و بهطور کلی به شرایط پیش از جنگ ۱۲روزه بازمیگردد. تحریمهای جدیدی که وضع شده، مسائلی که قرار بود در زمینه محاصره دریایی رفع شود و بسیاری از موضوعات دیگر، همگی جزو فرآیند اعتمادسازی خواهد بود. بنابراین موضوع بسیار پیچیده شده است. زمانی مسئله اصلی، موضوع هستهای بود، اما اکنون مسئله تنگه هرمز، محاصره دریایی، تحریمهای جدید و مسائل دیگری مطرح است که هر کدام از آنها شاید به چند دیپلمات خبره نیاز داشته باشد تا درباره آن مذاکره کنند.
وی گفت: علاوه بر اینها، مسائل دیگری مانند لبنان و موضوع حوثیها نیز به این مجموعه اضافه شده است. در واقع پیچیدگیهای عجیب و غریبی علاوه بر مسئله هستهای ایجاد شده که ابعاد مختلفی دارد. بنابراین به این سادگی نخواهد بود که آمریکاییها بگویند حالا درباره مسائل هستهای مذاکره کنیم. به نظر من بسیاری از مسائل و حواشی که به موضوع اصلی اضافه شده، باید حلوفصل شود تا اعتماد کامل ایجاد شود و سپس درباره مسئله هستهای به توافق برسند.
زرگر در پاسخ به این پرسش که آیا ایران حاضر است بدون رفع مشکلات موجود، در گام نخست وارد مذاکرات هستهای شود اظهار کرد: امکان مذاکرات موازی وجود دارد، ایران یکسری شرایط را به آمریکاییها اعلام کرده که همان شروط هفتگانه و مسائل دیگر است و همین موضوعات هم پیچیدگی موجود را ایجاد کرده است. بعد از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، نهایتاً میشد پیشبینی کرد که اگر این تفاهمنامه اجرایی شود، در نهایت مسئله اصلی به موضوع هستهای خواهد رسید و در آن مرحله اصل مسئله مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
این تحلیلگر مسائل منطقه ادامه داد: اما در حال حاضر آنقدر مسائل پیچیده شده است که حتی مسئله اعتبار و حیثیت آمریکا هم درگیر شده است؛ هم حیثیت نظامی و هم حیثیت اقتصادی این کشور. این موضوع برای آمریکاییها به یک مسئله حیثیتی تبدیل شده و میخواهند آن را به شیوه خودشان حل کنند و در نهایت بگویند که ما پیروز شدیم.
وی خاطرنشان کرد: در این میان چند فرصت هم ایجاد شد؛ هم در پاکستان، زمانی که مذاکرات انجام میشد و هم در موارد دیگر، اما این مسائل همچنان به نتیجه نرسیده است. ترامپ میتوانست اعلام پیروزی کند و بگوید ما پیروز شدیم و حالا بیاییم بنشینیم و مذاکراتمان را انجام دهیم، اما در حال حاضر به نظر نمیرسد این پیروزی برای آمریکاییها حاصل شده باشد و حیثیت آنها به نوعی درگیر شده است.
وی افزود: حالا بستگی دارد که میانجیها، کشورهای عربی و دیگر کشورها چه اقدامی انجام دهند و بگویند حالا به تفاهمنامه قبلی برگردیم و مذاکرات را از جایی آغاز کنیم. ایران هم میتواند مجدداً بهصورت رسمی اعلام کند که به دنبال سلاح هستهای نیست و پس از اعتمادسازی و انجام مذاکرات، مسئله هستهای را مورد مذاکره قرار خواهد داد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: میتوان در رابطه با یک توافق هستهای، یکسری اصول کلی و یک چارچوب کلی را هم مشخص کرد و به توافق رسید، اما فعلاً تهدیدات دوجانبه وجود دارد. از یک طرف ما شرایطی را اعلام میکنیم و از طرف دیگر آمریکاییها مذاکراتی با کشورهای حاشیه خلیج فارس دارند که احتمالاً اقدام نظامی انجام دهند.
وی تصریح کرد: ایران هم مجدداً تهدید کرده است که در صورت اقدام نظامی، پاسخ متقابل بسیار سختتری را علیه منافع آمریکا در هر نقطهای که امکان داشته باشد، انجام خواهد داد. بنابراین در حال حاضر به نوعی صحنه زورآزمایی نظامی شکل گرفته است و باید دید در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد.
صحنهآراییهای بینالمللی میتواند به اقدام نظامی علیه ایران منجر شود
زرگر در پاسخ به این پرسش که آیا تشدید اخبار و تحرکات اخیر میتواند به درگیری مجدد منجر شود یا صرفاً جنبه تبلیغاتی و رسانهای دارد، اظهار کرد: یکسری صحنهسازیها انجام شده است. برای مثال، بیبیسی یکی از برنامههای خود را یک شب تقریباً بهطور کامل به مسئله حقوق بشر در ایران اختصاص داد و موضوعاتی مانند اعلامیه کمیسیون حقوق بشر علیه ایران و سالگرد مهسا امینی را مطرح کرد، بدون اینکه به اخبار دیگر بپردازد.
وی افزود: در واقع نوعی صحنهپردازی در این زمینه صورت میگیرد که ایران مرتکب جنایت علیه بشریت شده است و افرادی که کشته شدهاند یا حتی کسانی که زنده هستند، با چنین عناوینی مطرح میشوند. این صحنهسازیهای حقوق بشری همچنان ادامه دارد و یکی از ابزارهای علیه ایران است.
این تحلیلگر مسائل منطقه گفت: از سوی دیگر، ترامپ نیز به قول معروف در یک گوشه رینگ گیر کرده است. از یک طرف میگوید بعد از انتخابات، چه برنده شود و چه بازنده، جنگ تمام خواهد شد و از طرف دیگر نتانیاهو و ترامپ در تلاش هستند یک دستاورد ایجاد کنند یا یک واقعه را رقم بزنند که بتوانند خود را پیروز جنگ نشان دهند و از این موضوع برای تأثیرگذاری بر انتخابات و حزب خود استفاده کنند.
وی ادامه داد: ممکن است کشورهای اروپایی، مانند فرانسه، آلمان و انگلیس، دوباره قطعنامههایی تنظیم کنند و آن را به شورای امنیت ببرند، بیانیه صادر کنند یا جلسات محرمانه برگزار کنند. به نظر میرسد نوعی صحنهآرایی در حال شکلگیری است.
زرگر خاطرنشان کرد: در سطح بینالمللی نیز ممکن است اقداماتی علیه حوثیها انجام شود یا در اروپا و در اوکراین، این کشور با کمک اروپاییها اقداماتی را علیه روسیه انجام دهند. در مجموع، صحنه بینالمللی به نظر میرسد پر از اتفاقات خاص و صحنهآراییهای ناگهانی باشد.
وی افزود: این تحولات میتواند به اقدامات نظامی مجدد علیه ایران، از جمله علیه زیرساختها منجر شود و یا اینکه در جای دیگری قدرتنماییهایی انجام شود. در حال حاضر باید منتظر ماند و دید این صحنهآراییها در نهایت به چه اقداماتی منجر خواهد شد.
زرگر اظهار کرد: بنابراین هرگونه اتفاقی امکانپذیر است، چون آنها برای برنده شدن در انتخابات خود، به نظر میرسد به یک موضوع یا یک واقعه و حتی یک ضربه به یک شخص یا کشور نیاز دارند. این موضوع تا حدودی از آنچه در صحنه بینالمللی در حال انجام است، مشهود است.
وی در پاسخ به پرسشی درباره طرح چهارمادهای چین برای منطقه و مطرح شدن مجدد این طرح در هفتههای اخیر، گفت: چین طی مدتی که جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل در جریان بوده، بسیار محتاطانه عمل کرده است. به نظر میرسد چین هنوز آن اعتمادبهنفسی را که باید یک قدرتی مانند چین داشته باشد، ندارد.
این استاد دانشگاه افزود: در اوایل جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، بسیاری پیشبینی میکردند که زمان آن فرا رسیده است که چین نیز مثلاً در رابطه با تایوان اقدامی انجام دهد، اما این اتفاق رخ نداد. چین هنوز به نظر میرسد از نظر اقتصادی تلاش میکند همان روال سابق خود را ادامه دهد و روابط اقتصادیاش با آمریکا و اروپا و دیگر مناطق را حفظ کند.
زرگر ادامه داد: احتمالاً چین تلاش میکند روابط اقتصادی خود با ایران و کشورهای خاورمیانه را نیز در همین چارچوب حفظ کند و در عین حال روابط اقتصادی خود با آمریکا و اروپا را نیز توسعه دهد. چین به هیچ وجه نمیخواهد ریسک و خطر خاصی را بپذیرد.
وی تصریح کرد: این موضوع میتواند چند دلیل داشته باشد؛ یکی اینکه چین هنوز از نظر نظامی آنگونه که باید و شاید آمادگی برخورد نظامی با آمریکا را ندارد. از سوی دیگر، ممکن است چین از نظر اقتصادی بخواهد پلههای بیشتری را طی کند تا به جایی برسد که آمریکا به چین وابسته باشد، نه اینکه چین به آمریکا وابسته باشد.
این تحلیلگر مسائل منطقه خاطرنشان کرد: بنابراین چین به نوعی بسیار محتاطانه عمل میکند و به نظر میرسد نمیخواهد هیچگونه ریسکی را بپذیرد.
وی درباره احتمال نقشآفرینی چین در میانجیگری میان ایران و آمریکا گفت: باید منتظر بود و دید مقامات چین که قرار است در مجمع عمومی حضور داشته باشد، یا در هر صورت دیداری با ترامپ خواهند داشت، در این زمینه چه تصمیمی اتخاذ میکنند.
زرگر گفت: باید دید آیا چین در آنجا میتواند به عنوان یک میانجی قدرتمند، آمریکاییها را متقاعد کند که از اقدامات نظامی دست بردارند و به سمت دیپلماسی روی بیاورند یا خیر. در حال حاضر باید منتظر ماند و دید چه اتفاقی خواهد افتاد.