ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
اطلاع رسانی

با توجه به افزایش هزینه‌های تولید روزنامه در چند ماهِ اخیر، و تلاش ما در راستای ادامه انتشار روزنامه «اترک» به‌روال معمول و حفظِ کیفیت و تیراژ روزنامه، ناگزیر به حذفِ امکان بازدید رایگان سایت و به‌تبع آن فروشِ آنلاین مطالب از طریق سایت هستیم. بنابر وضعیتِ اقتصادی اخیر، خاصه گرانی و نبودِ کاغذ موردنیاز برای انتشار روزنامه، در صورتی‌ که متقاضیِ بازدید از سایت روزنامه هستید و جهتِ یاری به امر فرهنگی و امکان ادامه انتشار روزنامه در این مسیر نیز ما را همراهی کنید.

چانچه تا اکنون عضو سایت نیستید، بر روی گزینه ثبت نام کلیک کنید.

چنانچه قبلا ثبت نام کرده‌اید، بر روی گزینه ورود به سایت کلیک کنید.

خبرهای روز

پیشرفت مذاکرات، سایه جنگ را دور کرد یا بر ابهام افزود؟

اترک: همزمان با اعلام «پیشرفت جدی» در مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در ژنو و تداوم گفت‌وگوهای غیرمستقیم در مسقط و وین، فضای منطقه نه تنها از التهاب خالی نشده، بلکه نشانه‌هایی از افزایش تحرکات نظامی ایالات متحده نیز به چشم می‌خورد؛ وضعیتی که افکار عمومی را با یک پرسش اساسی روبه‌رو کرده است: اگر مذاکرات موفقیت‌آمیز است، چرا همزمان تجهیزات و نیروهای نظامی بیشتری به منطقه اعزام می‌شود؟

 

 

به گزارش اترک، پس از مذاکرات اخیر در ژنو، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و همتای عمانی او از پیشرفت در مسیر توافق سخن گفتند و اعلام شد تیم‌های کارشناسی به‌زودی در وین گفت‌وگوهای فنی را آغاز می‌کنند. اما در همان زمان، گزارش‌هایی از تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و تقویت برخی پایگاه‌ها منتشر شد؛ اخباری که به طور طبیعی با فضای «پیشرفت دیپلماتیک» در تعارض ذهنی قرار می‌گیرد.

سفر ناگهانی بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، از ژنو به واشنگتن و دیدار او با جی. دی. ونس نیز بر پیچیدگی معادله افزود. این سفر در حالی انجام شد که برخی تحلیلگران غربی از نزدیک شدن دونالد ترامپ به «نقطه تصمیم‌گیری» درباره ایران سخن می‌گویند. در همین چارچوب، اظهارات مقام‌های آمریکایی درباره «تهدید نظامی معتبر» به عنوان ابزار چانه‌زنی، نشان می‌دهد که واشنگتن همچنان از اهرم فشار سخت در کنار میز مذاکره استفاده می‌کند.

اینجاست که افکار عمومی ایران با تناقضی جدی مواجه می‌شود. نمایندگان ایران پس از هر دور مذاکره، از «پیشرفت» و «مثبت بودن فضا» سخن می‌گویند؛ اما در همان زمان، تصاویر و اخبار مربوط به تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه منتشر می‌شود. اگر مسیر دیپلماسی هموار است، این حجم از نمایش قدرت نظامی چه پیامی را منتقل می‌کند؟ آیا این اقدام صرفاً تاکتیکی برای افزایش قدرت چانه‌زنی است یا نشانه‌ای از بی‌اعتمادی عمیق طرف مقابل به نتیجه مذاکرات؟

برخی تحلیلگران آمریکایی از جمله ریچارد هاس احتمال یک «حمله محدود» را مطرح کرده‌اند و تصریح می‌کنند که دامنه هرگونه درگیری به واکنش ایران بستگی خواهد داشت. این ادبیات نشان می‌دهد که حتی در اوج مذاکرات، گزینه نظامی از روی میز برداشته نشده است. از سوی دیگر، گزارش شبکه  CNNتأکید دارد که نیروهای اعزامی آمریکا برای یک جنگ طولانی کافی نیستند و بیشتر جنبه «نمایش تهدید» دارند. اما تجربه‌های گذشته نشان داده که گاه همین نمایش‌ها می‌تواند به سوءمحاسبه و تشدید بحران منجر شود.

در داخل کشور، مردم با نگرانی این تحولات را دنبال می‌کنند. سؤال اساسی این است که مردم در کجای این مذاکرات قرار دارند؟ مردمی که ستون‌های اصلی این نظام و کشور هستند، آیا در جریان جزئیات واقعی روند گفت‌وگوها قرار می‌گیرند؟ آیا سطح اطلاع‌رسانی موجود، متناسب با اهمیت موضوعی به این بزرگی است؟ یا برخی ملاحظات باعث می‌شود بخش‌هایی از واقعیت‌ها از افکار عمومی پنهان بماند؟

بی‌تردید در هر مذاکره حساس بین‌المللی، سطحی از محرمانگی اجتناب‌ناپذیر است؛ اما فاصله گرفتن بیش از حد اطلاع‌رسانی رسمی از واقعیت‌های میدانی، می‌تواند شکاف بی‌اعتمادی را افزایش دهد. وقتی شهروندان شب‌ها با اضطراب احتمال جنگ می‌خوابند، وقتی بازار ارز و سرمایه با هر خبر نظامی دچار نوسان می‌شود، و وقتی خانواده‌ها نگران آینده فرزندان خود هستند، صرف اعلام «پیشرفت» بدون ارائه تصویری شفاف از ابعاد آن، نمی‌تواند آرامش پایدار ایجاد کند.

نکته دیگر آن است که اگر مذاکرات واقعاً به نقطه‌ای از پیشرفت رسیده که امکان توافق وجود دارد، چرا تاکنون هیچ تضمین مشخصی درباره عدم اقدام نظامی ارائه نشده است؟ تجربه خروج آمریکا از توافق سال ۲۰۱۵ نشان داد که بدون ضمانت‌های قابل اتکا، هر توافقی می‌تواند در معرض تغییرات سیاسی در واشنگتن قرار گیرد. در چنین شرایطی، مردم حق دارند بدانند خطوط قرمز و سقف امتیازدهی کجاست و چه دستاورد ملموسی نصیب کشور خواهد شد.

از منظر راهبردی، افزایش فشار نظامی همزمان با مذاکرات می‌تواند دو پیام داشته باشد: نخست، تلاش برای تحمیل امتیازهای بیشتر از طریق ایجاد فضای روانی جنگ؛ و دوم، نبود اجماع کامل در ساختار سیاسی آمریکا درباره مسیر دیپلماسی. هر دو پیام، به معنای آن است که مسیر پیش رو همچنان پرپیچ‌وخم است و نباید صرفاً با ادبیات خوش‌بینانه آن را قطعی و تضمین‌شده تلقی کرد.

در این میان، مسئولیت دستگاه دیپلماسی و سایر نهادهای مرتبط، دوچندان است. از یک سو باید با اقتدار و حفظ منافع ملی، مذاکرات را پیش ببرند و از هرگونه تحمیل یا زیاده‌خواهی جلوگیری کنند؛ و از سوی دیگر، با اطلاع‌رسانی دقیق، مستمر و صادقانه، افکار عمومی را در جریان روند کلی قرار دهند. سرمایه اجتماعی بزرگ‌ترین پشتوانه کشور در برابر تهدیدات خارجی است و این سرمایه بدون شفافیت تقویت نمی‌شود.

اگر مذاکرات مثبت بوده و پیشرفت کرده است، باید نشانه‌های عینی آن نیز در رفتار طرف مقابل دیده شود؛ کاهش تحرکات نظامی، تعدیل ادبیات تهدیدآمیز و ارائه تضمین‌های مشخص. در غیر این صورت، طبیعی است که مردم نسبت به تناقض میان گفتار و رفتار دچار تردید شوند.

در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا پیشرفت مذاکرات واقعاً سایه جنگ را دور کرده است یا صرفاً آن را به تعویق انداخته و در هاله‌ای از ابهام فرو برده است؟ پاسخ این پرسش نه فقط در اتاق‌های مذاکره ژنو و وین، بلکه در میزان صداقت، شفافیت و هم‌افزایی میان دولت و ملت نهفته است. مردمی که در سخت‌ترین شرایط پای کشور ایستاده‌اند، شایسته آن‌اند که در مهم‌ترین تصمیم‌های سرنوشت‌ساز نیز دیده شوند، شنیده شوند و در جریان واقعیت‌ها قرار گیرند. تنها در این صورت است که می‌توان با اطمینان گفت دیپلماسی نه‌تنها از جنگ جلوگیری کرده، بلکه آرامش را به خانه‌های مردم بازگردانده است.

تبلیغ

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
پرتال استانداری خراسان شمالی
بالای صفحه