به گزارش اترک، سید جلال ساداتیان دیپلمات بازنشسته و سفیر سابق ایران در انگلیس در گفتوگو با ایلنا، با اشاره به فضای رسانهای که در اختیار آمریکا است، گفت: فضای رسانهای در حال حاضر در اختیار آمریکا است؛ چراکه به طور مداوم آقای ترامپ توییت میکند و این توییتش توسط رسانههای طرفدار ایشان و وابسته به ایشان و حتی منتقدین ایشان بازنشر میشود و یا دربارهاش انتقادهایی را منعکس میکنند. و این اقدام، افکار عمومی را در سطح آمریکا و جهان متوجه میکند که آمریکا چه میخواهد بگوید، ولو اینکه همه به متضاد حرف زدن و حرفهای ضد و نقیض زدن ترامپ عادت کردهاند. اما به هر حال فضای رسانهای دنیا را اشغال میکنند و ایران مجبور میشود که مقداری واکنش نشان داده و توضیحاتی را بدهد.
باید به نقطهای برسیم که هماهنگی خوبی از نظر بیان روایت در این شرایط حساس داشته باشیم
وی ادامه داد: اگر بتوانیم به نقطهای برسیم که یک هماهنگی خوبی از نظر بیان روایت در این شرایط بسیار حساس داشته باشیم، یعنی از صدا و سیما و از رسانههای معتبر، یک روایت معتبر داشته باشیم، روایتی که ایران نقل میکند، بسیار مهم است. اینکه این روایتگر چه کسی میخواهد باشد، خودشان تعیین کنند؛ فرض کنید سخنگوی دولت، سخنگوی وزارت خارجه، شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی یا هر نهاد دیگری توافق کنند؛ بیان و حرف از یک کانال بهخصوص بیان شود و دیگران آن را یا نقد کنند یا بازتولید کنند، بازنشر کنند.
این دیپلمات پیشین گفت: این کار در کنار دست برتری که ما در میدان، در وحدت ملی، در تلاشهای خوب دولت، در همه وجوهی که ما داشتیم، بسیار میتواند تاثیرگذار باشد و ما باید در بحث بیان روایت نظام جمهوری اسلامی هم بتوانیم این را داشته باشیم که هر کسی برای خودش مثلاً یک واکنشی را نخواهد نشان بدهد که بیانگر واقعیتها نباشد. به طور مثال در همین گردهماییهای وحدت ملی که شبها مردم حضور دارند، یک عدهای را ما میبینیم که مثلاً انتقاد به دیپلماسی میکنند یا حرفهای دیگری میزنند یا شعارهای دیگری میدهند که اینها ضد وحدت و ضد همبستگی ملی ماست. ای کاش اینها هماهنگ و چارچوبدار بتوانند با همدیگر یک حرف را بزنند و یک مطلب را بیان کنند.
هر کسی در صدا و سیما به عنوان کارشناس حضور پیدا میکند بعضاً میبینیم که فرمانده جنگ شده و دستور به جنگ میدهد
ساداتیان با اشاره به برخی اظهارات کارشناسان درباره مذاکرات در صدا و سیما گفت: هر کسی در صدا و سیما به عنوان کارشناس حضور پیدا میکند بعضاً میبینیم که فرمانده جنگ شده است و دستور به جنگ میدهد و میگوید ما باید این کار را کنیم یا باید آن کار را کنیم؛ درحالی که اینطور نباید باشد، این افراد به عنوان یک فردی که تحلیل میکند یا نظر میدهد، جدای از اینکه در بیان تحلیل هم صلاحیت دارد یا نه، میبینیم که وارد دستورالعمل میشود؛ یعنی توصیه میکند که چه کاری انجام شود و چه کاری انجان نشود، این بیانات و اظهارات، بیرون از کشور انعکاس دارد، در جاهای مختلف انعکاس دارد و فکر میکنند که وقتی کسی آمده در صدا و سیما دارد اینگونه صحبت میکند، یعنی مثلاً به عنوان رسمیتی از طرف نظام اینگونه صحبت میکند، در صورتی که اینطور نیست.
این «باید» ها که از سوی برخی کارشناسان در صدا و سیما مطرح میشود بار هزینهای برای کشور خواهد داشت
وی تاکید کرد: بنابراین باید مشخص شود که اگر فرض کنید که فردی صحبت کارشناسی هم میکنند، جایی باشد که نقطهنظرات مختلف مطرح میشود؛ حالا دو نفر، سه نفر نشستهاند آنجا، بحث میکنند، گفتوگو میکنند؛ نه اینکه به عنوان یک کارشناس از یک برنامه خاص طرف میآید میگوید باید اینطور شود، باید آنطور شود. این «باید» ها همهاش بار هزینهای برای کشور خواهد داشت. یا به طور مثال در همین تجمعها بعضا میبینیم که آنجا تریبون میافتد دست عدهای، شعارهایی را دارند میدهند، این موضوعات زیاد است و خطرناک هم است.
حاکمیت درباره کلیات پیشنهاد ایران برای پایان دادن به جنگ با مردم صحبت کند
این دیپلمات پیشین در بخش دیگری از صحبتهایش درباره پیشنهاد مجدد ایران به آمریکا برای پایان جنگ گفت: به نظر میآید که آقای ویتکاف مطلبی را داده بود مبنی بر اینکه ایران دست به هیچ تحرک هستهای به مفهوم اینکه جابجا کنند را ندارند به طور مثال در اصفهان که بمباران هم کردند، از آنجا ایران چیزی را جابجا نکند. این حرفهایی است که جای بحث و گفتوگو دارد. مقامات مربوط باید نسبت به این قضایا واکنش نشان دهند و خودشان ارزیابی شده، پاسخهای لازم را بدهند.
ساداتیان تصریح کرد: به نظر اینگونه میآید که ایران با توجه به همه این ملاحظات، بررسیهایی را انجام داده و نسبت به آن سه پیشنهاد قبلی که بیپاسخ مانده یا پاسخ مناسب را دریافت نکرده، پیشنهادی را مطرح کرده است. آن سه پیشنهاد هم این بود که توقف جنگ و آرامش کامل برقرار شود. دوم اینکه ایران راجع به مسائل و ترتیبات تنگه گفتوگوهایش را با طرف مقابل انجام دهد و سوم اینکه اگر مسئله در هستهای باقی مانده باشد، راجع به آنها هم گفتوگو میشود. این سه پیشنهاد ایران بود که از طریق وزیر امور خارجه مطرح شده بود. در سفر ایشان به پاکستان این پیشنهادات به پاکستانیها ارائه شده بود و توسط آنها به آمریکاییها و ظاهراً پاسخی به آن داده نشده بود یا پاسخ مناسبی به آن داده نشده بود، در حد همین که مثلاً آقای ویتکاف ابتدا مسئله هستهای را مطرح کرده، گفته که ایران هیچ تحرکی در خصوص هستهای نداشته باشد، هیچ کاری انجام ندهد، در آن جاهایی که بمباران شده هیچ جابجایی صورت ندهد.
وی با اشاره به پیشنهادات جدید ایران ادامه داد: من جزئیات قضیه را نمیدانم. ولی اگر اینها بوده باشد، معنیاش این است که ایران بررسیهای لازم را نسبت به آن پیشنهادات و پاسخهایی که دریافت کرده، انجام داده است و حالا یک پاسخ تجدیدنظر شده ارائه کرده است که البته ما جزئیاتش را نمیدانیم.
هدف ایران از ارائه پیشنهاد برای پایان جنگ به آمریکا چه بود؟
این دیپلمات درباره این اقدام ایران توضیح داد: این کار به دو منظور صورت گرفته است اولاً به فضای عمومی ایجاد شده نسبت به اینکه ایران هیچ تحرکی نمیکند، پاسخ بدهد و دیگر اینکه ایران با این اقدام تلاش کرد فضای ایجاد شده مبنی بر اینکه طرف مقابل کاملاً مبتکرانه خودش را نشان میدهد و ایران را منفعل در این قضیه قرار داده، بشکند و بگوید که ما کاملاً فعال در این زمینه هستیم. نکته دیگر اینکه ما به دنبال این هستیم که از طریق دیپلماسی موضوع را حل و فصل کنیم و خواهان درگیری نیستیم و اگر درگیری اتفاق بیفتد، مقصر ایالات متحده خواهد بود؛ کما اینکه هم در جنگ ۱۲ روزه، هم در جنگ معروف به رمضان و ۴۰ روزه، آنها بودند که حملاتشان را علیه ایران با وجود اینکه ما داشتیم مذاکره میکردیم، انجام دادند.
ساداتیان ادامه داد: اگر ایران چنین قصدی دارد به اعتقاد من باید مقداری فضای داخلی را هم از این تلاشهای خودش مطلع کند. یعنی گفتوگویی که در حوزه دیپلماسی انجام میدهد، چه اشکالی دارد توسط آن مقامی که خودشان تعیین کردهاند، توضیح داده شود و اعلام کنند که به طور مثال پیشنهاداتی را در این حوزهها ارائه کردهایم. اگر حالا جزئیاتش هم نمیخواهند بگویند، حداقل در مورد کلیات گفتوگو کنند، حرف بزنند. چگونه است که پاکستان، ضمن تشکر از تلاشهایی که کرده، محرم تلقی میشوند، ولی مردم ایران محرم تلقی نمیشوند؟ البته باز تأکید میکنم، سوءتفاهمی ایجاد نکند؛ شاید در مواردی لازم است که حفظ سرّ هم شود. مثلاً میگویند ما نمیخواهیم اسرائیل مطلع شود.